نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

شکست برنامه های دولت رفاه همراه با بحران اواخر دهه 1970 یک بار دیگر لیبرالیسم اقتصادی را به عنوان علاج مسائل و مشکلات سیاسی، اقتصادی کشورها مطرح نمود. نسخه ای که کینز برای مشکلات اقتصادی ایجاد شده در دهه 1930 پیچیده بود به بن بست رسید و توانایی سیاست بازار آزاد را به عنوان یک راه حل واقعی برجسته تر کرد. پیامدهای چنین تحولی –­ اگرچه با اندکی تأخیر- در کشورهای خاورمیانه نیز به شدت اثر گذاشت و این کشورها سعی نمودند با تعدیل سیاست های پیشین خود با آن همراه شوند. کشورهای خاورمیانه و به خصوص رژیم های عرب در یک دهه گذشته در این راه گام گذاشته اند. دو عامل اساسی چنین روندی را در این کشورها تسریع نموده است: اول این که جریان های عمده نظام سیاسی  بین­ المللی جدید در حول و حوش مسائل اقتصادی شکل گرفته اند. در واقع بر اثر این جریان ها، همه مناطق جهان به طور اجتناب ناپذیری در مقابل چگونگی پذیرش این مسئله قرار دارند. جریان آزاد سرمایه و کالا این فشار را بر کشورها وارد می کند که برای بدست آوردن سهم بیشتری از سرمایه و سود آن و یا حداقل برای مصون ماندن از ضررهای ناشی از آن در مقابل یکدیگر در بازار جهانی رقابت کنند.

کلیدواژه‌ها