نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار روابط بین الملل دانشکده فارابی، تهران، ایران.

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

چکیده

از زمان کودتای 1962در یمن، شیعیان زیدیه علی­رغم دارا بودن مولفه­های جمعیتی، جغرافیایی، تاریخی و مذهبی، به گونه­ای خاص تحت انزوای حکومت مرکزی قرارگرفته و نهایت سهم و نقش قابل توجهی در ساختار سپاسی یمن نداشته­اند؛ بلکه در معرض نابودی هویتی نیز بوده­اند. در این میان جنبش الحوثی به عنوان یک جنبش هویت­گرا تلاش نموده تا با «تولید مقاومت» در برابر فشارهای ناشی از سرکوب، سلطه و در حاشیه قرارگیری شیعیان زیدی از سوی دولت مرکزی، با تکیه بر مبانی هویتی زیدیه و انجام فعالیت­های اجتماعی، سیاسی و در نهایت نظامی، از طریق «هویت مقاومت» به نقش آفرینی سیاسی مبادرت نموده و درصدد احیای هویت زیدیان برآید. این مقاله در صدد است با الگو گیری از رهیافت سازه­انگاری در توجه به متغیر هویت، نقش هویت در شکل گیری جنبش الحوثی در یمن را واکاوی نماید. بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که هویت در شکل گیری جنبش الحوثی چه نقشی ایفا کرده است؟ فرضیه بحث اینگونه مطرح می­شود که قدرت گیری جنبش الحوثی و اختلاف و درگیری آنها با دولت مرکزی یمن، نه صرفا قابل تقلیل به عوامل خارجی و منبعث از منازعات جاری در سطح منطقه، بلکه دارای ریشه و منشا داخلی، جهت بازیابی هویت و احیا حقوق از دست رفته شیعیان زیدی بوده و بر مبانی تاریخی، مذهبی و اعتقادی شیعیان زیدیه استوار است.

کلیدواژه‌ها