نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده هنرهای صناعی اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری هنرهای اسلامی تبریز، مربی دانشکده هنر و علوم انسانی حضرت معصومه قم، ایران.

چکیده

مطالعه تاریخ هنر از دوران مدرن به بعد، درواقع مطالعه گفتمان­های سیاسی و فرهنگی جاری در کشورها است. در این دوران دیگر نمی­توان آثار فرهنگی و هنری را به صورت مستقل و بر اساس خصوصیات زیبایی­شناسانه آنها مورد خوانش قرار داد. این آثار خود قرائتی از گفتمان­های قدرت و غالب جامعه­شان محسوب می­شوند. به دنبال تغییرات سیاسی در مصر به دلیل سرکوب­های پی­درپی رژیم­ها و دولت­ها ایدئولوژی­های حاکمان قدرت نیز دچار تحول شده و از این­رو سیاست­های فرهنگی و هنری به عنوان ابزاری در دست حاکمان قدرت، منجر به خلق و تولید آثاری می­شود که بازتولید دولت­هاست. لذا در تحلیل لایه­های معنا در این آثار لازم است به رویکردهای گفتمانی پنهان در اثر توجه کرد که در پی انقلاب 1952 به رهبری ناصر (1970 – 1956) در مصر سوسیالیسم به عنوان مهم­ترین گفتمان سیاسی مطرح شد و تاثیر بسزایی در هنر مصر گذاشت. این گفتمان، یک ایدئولوژی ضداستعماری بوده و افرادی که در حوزه هنر و فرهنگ کار می­کردند، سعی داشتند با مباحثی پیرامون ماهیت، هدف و آینده، عدم­قطعیت­های اطراف خود را مطرح کنند. ناصر و هم­حزبان وی، هنر و دستاوردهای آن را به عنوان افتخار ملی، محترم شمرده و از هنر به عنوان بخشی از فرهنگ جامعه در جهت بیان مرام­های سیاسی خود بهره بردند. این مقاله سعی دارد با بررسی آثار نقاشی مهم­ترین هنرمندان این دوره از تاریخ هنر معاصر مصر، عبدالهادی الجزار، عفت ناجی و راغب ایاد به بررسی پیوند زبان نقاشی و ایدئولوژی سوسیالیسم در جهت خلق معانی جدید، بپردازد. نتایج حاکی از آن است که ایده ملت مدرن مصر، به عنوان یک گفتمان فرهنگی، با پیدایش هنر مدرن مصر گره خورده است. در آثار هنرمندان سوسیالیم مصری ملت، صرفا کشور مصر به صورت یک نهاد سیاسی نیست بلکه یک ایده فرضی و ساخته شده است که اعضایش را حول یک جغرافیا و تاریخ­های مشترک، متحد می­سازد.

کلیدواژه‌ها