نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی و کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز

چکیده

روسیه از دیرباز درصدد بوده است که در خاورمیانه حضور فعال سیاسی داشته باشد. اما این آرزو در عهد تزارها با ممانعت انگلستان و در زمان کمونیستها با سد امنیتی آمریکا روبه رو شد. دولتمردان کرملین در دوران جنگ سرد آموخته بودند که این هدف در سایۀ رقابت دست یافتنی نیست، لذا در مرحله پس از جنگ سرد در صدد برآمدند تا در سایه همکاری با غرب به این هدف برسند اما این بار نیز راه را پیش روی خود هموار ندیدند. در دوران جنگ سرد، شوروی سابق در منطقه خاورمیانه در چارچوب نظام دوقطبی و بلوک بندی جهانی حضوری سرنوشت ساز داشت. این منطقه برای حاکمان شوروی از چند جهت حائز اهمیت بود: نزدیکی جغرافیایی خاورمیانه به شوروی که به همین علت این کشور امنیت خود را در پیوند با خاورمیانه می دید و می کوشید تا محیط امنیتی مطلوب خود را در آن به وجودآورد. البته حضور و نفوذ جدی و فعال غرب در خاورمیانه با دو هدف مقابله با شوروی و تامین انرژی از منطقه، جایگاه امنیتی خاورمیانه را در استراتژی شوروی تشدید می کرد. منطقه خاورمیانه یکی از مهمترین عرصه های رقابت مسکو و واشنگتن برای نفوذ بیشتر در بین بازیگران خاورمیانه بود و تقریبا همه نیروهای سیاسی و کشورهای خاورمیانه را در چارچوب قطب بندی جهانی به جانبداری مستقیم و غیرمستقیم از آمریکا و شوروی کشانده بود به طوری که کمتر منازعه ای در غیاب دو ابرقدرت در این منطقه وجود داشت. در چنین دسته بندیهایی روسها غالبا از اعراب در برابر اسراییل دفاع می کردند. این حمایتها عمدتا ماهیت سیاسی داشت و در مواردی به اتحادهای نظامی و استراتژیک منجر می شد که به دور از برخورد و رویارویی نظامی دو ابرقدرت جریان داشت.

کلیدواژه‌ها