نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استاد دانشگاه تهران

چکیده

نظریه­ های روابط بین­ المللی را از دو منظر «درون گفتمانی» و برون گفتمانی می توان مورد نقد قرار داد. نقد فعالیت نظری نظریه­ پردازان کشورهای حوزه تمدنی شمال، عمدتا در چارچوب و جزو مقوله نظریه پردازی درون گفتمانی موجود جای می گیرد. البته معدودی از نظریه پردازان مکتب نقادانه فرانکفورت با دیدی برون گفتمانی ماهیت محافظه ­کارانه نظریه های علوم انسانی را از منظر معنا شناختی انسانی مورد نقد قرار می دهند. این ماهیت عام نقد آنان در کل حوزه علوم انسانی به گونه ای است که حوزه خاص نظریه پردازی در روابط بین­ الملل را در بر نمی گیرد و لذا صرفا جنبه شناخت شناسی عام دارد تا نقد نظریه های روابط بین ­الملل. با الهام همچنین جرح و تعدیل یافته های مکتب فکری فرانکفورت و دل نگرانی نسبت به مسایل خاورمیانه می توان از منظری برون گفتمانی به نقادی نظریه های موجود روابط بین ­الملل پرداخت.

کلیدواژه‌ها