نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

چکیده

سیاست خارجی در روابط بین الملل از جمله موضوعاتی است که در چارچوب نظریه های مختلف به آن پرداخته شده است. تحلیل سیاست خارجی از منظر نظریه سازه انگاری امری جدید محسوب می شود که با تأکید بر هویت بازیگران (عمدتاً دولت ها) به عنوان کارگزاران ساختار نظام بین الملل و تحلیل رفتار آن ها بر پایه هویت تعریف شده آن ها می پردازد. سازه انگارها همچنین به ساختار نظام بین الملل نیز توجه می کنند ولی آن را امری از پیش تعیین شده نمی دانند و آن را حاصل تعامل کارگزارانی (بازیگران) می دانند که بر اساس معانی ذهنی خود به کنش در قبال هم مبادرت می ورزند. در این راستا سازه انگاران ساختار نظام بین الملل را مجموعه ای از فرصت ها و چالش ها می دانند که دائماً توسط بازیگران در حال تعریف و بازتعریف است و همان گونه که ونت اشاره داشته است در بعد ساختاری نهادها و قواعد مستقر (ساختارها) سرشتی عینی داشته و محدودیت هایی را بر بازیگران اعمال می کند. سیاست خارجی هر کشوری از جمله اموری است تحت تأثیر تعامل ساختار و کارگزار، فرصت ها و چالش هایی را پیش روی بازیگران قرار می دهد. در مقاله حاضر به  بررسی فرصت ها و چالش های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال کشور هند خواهیم پرداخت و به این پرسش پاسخ خواهیم داد که چگونه عواملی ساختاری و نگرش کارگزاران بر فرصت ها و چالش های موجود در روابط دو کشور تأثیر گذاشته است. هدف از نگارش مقاله حاضر، تبیین وضعیت سیاست خارجی و کمک به تصمیم گیری مناسب در این حوزه می باشد. در این نگارش از روش توصیفی-تحلیلی و از منابع کتابخانه ای، اسنادی و منابع اینترنتی استفاده شده است.

کلیدواژه‌ها