نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی و مدرس دانشگاه جامع علمی- کاربردی علوم پزشکی شیراز

چکیده

ویژگی های قومی، مذهبی و زبانی درون کشورها، امروزه به عنوان عواملی به شمار می آیند که می­توانند در جهت تقویت ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عمل نمایند. در کشورهای اسلامی، دین اسلامبه عنوان یک عامل اصلی برای پیوند و تقویت حس همبستگی مردمان این کشورها، که دارای تفاوت های قومی، مذهبی، زبانی هستند، به شمار می آید. به نظر می رسد اسلام بیش از ادیان دیگربه طور بنیادین با جامعه و حکومت در هم آمیخته است. این تنیدگی جامعه و حکومت، توان مقابله مضاعفی برای اسلام به عنوان یک نیروی فرهنگی متفاوت از غرب فراهم می کند. پس از فروپاشی کمونیسم، هیچ مجموعه عقاید مشخصی را در میان ملل جهان و در یک منطقه جغرافیایی وسیع نمی توان یافت که مانند اسلام به شکلی نظام مند و به روشنی و قاطعانه با غرب به مخالفت پرداخته باشد. به علاوه، خاورمیانه تنها محدوده جغرافیایی است که در چند دهه گذشته شاهد مداخله نظامی غرب بوده است. در خاورمیانه، مذهب تشیع و تسنن چالش های اساسی با یکدیگر داشته اند و ایجاد درگیری های فرهنگی، عقیدتی در میان کشورهای دارای پیروان این دو مذهب همواره مشاهده می شود. هر چند هر دو مذهب از مذاهب دین اسلام هستند، ولی پیروان آنها اختلافات زیادی در ارتباط با نوع عقاید دینی با یکدیگر دارند. از طرفی، جمعیت شیعه به لحاظ راهبردی در قلب بزرگ ترین منطقه نفت خیز خاورمیانه و در عرض شاه راه های نفتی خلیج فارس قرار دارند . شاید آگاهی از این مساله باعث شده حساسیت غرب نسبت به ژئوپلیتیک شیعه قابل تحلیل باشد.