نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر

چکیده

با فروپاشی نظام دوقطبی، مسایل منطقه ای که عمدتاً تحت تاثیر روابط آمریکا و شوروی بودند، از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار گردیدند. با گذار از این نظام تقریباً متصلب، کشورهای جهان این امکان را یافتند که به نقش فعال تری به خصوص در سطح منطقه ای بپردازند . به هرحال، از آنجایی که تئوری های مختلف روابط بین الملل بر جنبه های گوناگونی از منطقه گرایی تاکید دارند، این مساله هنوز دارای نواقصی است که باید برطرف گردند. علاوه بر این، معیارهای متعددی همچون همجواری جغرافیایی، وجود یک مرکز مالی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی، نهادهای منطقه ای و تعامل زیاد اقتصادی برای تعریف این اصطلاح به کار رفته است که خود بر پیچیدگی های مرتبط با منطقه گرایی می افزاید. از سوی دیگر، به رغم تجارب به نسبت موفق همگرایی منطقه ای در برخی مناطق جهان از جمله اروپا و آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه به عنوان یک استثنا در این خصوص  محسوب می شود که تلا ش های انجام گرفته در این منطقه برای پیشبرد همگرایی منطقه ای موفقیت آمیز نبوده است. همچنین به اعتقاد بسیاری ناظران، چشم­انداز روشنی نیز در این مورد وجود ندارد. در مقاله حاضر تلاش شده است که پس از بررسی تئور ی های مختلف در مورد  منطقه گرایی، با ترکیب تئوری سازه انگاری و انتخاب عقلایی منطقه گرایی در خاورمیانه تحلیل گردد.

کلیدواژه‌ها