نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دکترای روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر مهمان مرکز مطالعات خاورمیانه

چکیده

منطقه خلیج فارس از دیرباز حوزه تسلط ایران بوده است، اما تحولات سیاسی و صنعتی جهان طی یک قرن اخیر معادلات منطقه را نیز دچار تحول نموده و آن را از محلی برای تامین منافع راهبردی ما به زمینه چالش مبدل نموده است. اختلافات امنیتی و انرژی و حتی هویتی به عنوان موضوعات سخت، تعامل را دشوارتر کرده و زمینه واگرایی بین همسایگان را فراهم آورده که نقش قدرت های فرامنطقه ای نیز با ادعای هژمون طلبی ایران و امنیتی کردن فضا در این میان مهم بوده است. در این تحقیق با به کا رگیری و تلفیق نظریه رژیم ها و کارکردگرایی به این مهم خواهم پرداخت. نظریه رژیم ها سازوکار شکل گیری همکاری میان کشورها در یک حوزه موضوعی یا جغرافیایی را تبیین می نماید. نظریه کارکردگرایی نیز امکان همکاری میان اعضای ذینفع جهت تسری به سایر حوز هها را پیشنهاد می کند. نتیجه این مطالعه که پس از بررسی چالش های تجاری و صنعتی و زیستی (به عنوان زمینه های نرم) مطرح در منطقه خلیج فارس، امکان ایجاد بستری برای گفت وگو و همکاری و امنیت زدایی را بسیار بالا می داند. اگرچه یکی از عوامل موثر در ایجاد رژیم همکاری، قدرت های بزرگ منطقه ای و جهانی هستند که به خاطر دست بالای ایران در هر سازمان حوزه خلیج فارس موافق چنان همکاری نیستند.
 

کلیدواژه‌ها